خانه  |  ارتباط با ما  |  پیوندها  |  کتابخانه دیجیتال  |  ارسال خبر    جستجوی پیشرفته   |  نسخه موبایل   |  RSS   |  تلکس  
 پربیننده ها
  قصه عشق ایاز از راه رسید/ صید رازهای خوشنویسی‌ امیرخانی
  مراسم رونمایی از یک اثر «خوشنویسی و تذهیب » در کتابخانه و موزه ملی ملک تهران
  «از الفبا تا هنر» مانند موزه ای است که هنر را به نسل‌های بعد منتقل می کند
  پک کارگاه تخصصی، آموزشی، تحلیل و بررسی آثار خوشنویسی با حضور استاد غلامحسین امیرخانی
  عشق هنر کویر - نمایشگاه نقاشیخط خانم سهیلا احمدی
- اندازه متن: + -  کد خبر: 26جمعه، 25 آذر 1390 - 22:22
صفحه مشق ما قلمرو ماست
صفحه مشق ما قلمرو ماست رضا زدوار
  

رزم سفیدی وسیاهی ازجدال نور و ظلمت آغازشد و به مرور در عرصه های دیگر گسترش یافته وتا به امروز ادامه یافته است. بطوری که پویایی وسیالی خود را در صفحه روزگار حفظ کرده واندکی از آن کم نکرده است. این شور وحماسه گاه با عشق به ظهور می رسدو اوقاتی در سکوت به تعادل.


سفیدی وسیاهی جاری شدن عشق در صفحه است، که هر لحظه متصور می گردد.
     سفیدی وسیاهی صفحه ها           عشق من و اوست همه لحظه ها
گاه این رزم چنان عاشقانه است که به بزم می ماند(سیاه مشق بزمی) وبعضآ چنان شور وشیدایی می آفریندکه یاد آور رزم وحماسه (سیاه مشق حماسی)شاهنامه است. حماسه ای ازجنس کلمات وجدالی از نوع جملات، که خود معرف نمونه ای از حماسه نوین است ،که سالهاست خود حماسه ساز تاریخ بوده وهست.
سیاه مشق در تاتامی خط بطلانی بربرداشتهای سطحی وکوته نگری آنانی است که سیاه مشق را ندیده ونشناخته ،قضاوت غیر منصفانه می کنند،وبا اظهار نظر های بی پایه ومایه خود ذهن دقیق وپاک هنر جویان وعلاقمندان رابه بیراهه می کشانند.وهمچنین پاسخ قانونمندی به آندسته ازافرادیست که سیاه مشق را سبک شمرده وقالب دسته چندمی در خوشنویسی می دانند وآنرا بدون قائده دانسته و با گفتن سیاه مشق قائده وقانون ندارد ،خود را درمقام پاسخ رهایی بخشیده و مخاطب را از سر خویش باز می کنند.که این رفتار یادآور ضرب المثل معروف                شتر دیدی؟ندیدی...!؟‌‌‌ است.
سیاه مشق در تاتامی دهمین مقاله ایست که با توصیه دوستان سمت وسوی آموزشی(کارگاه سیاه مشق در تاتمی) پیدا کرده وتلاش می شود تا قالب هنری سیاه مشق را با روشی ساده وقابل هضم در اختیار علاقه مندان قرار دهد.هر چند عده ای معتقد به آموزشی کردن سیاه مشق نیستند.
غرض از انتخاب نام تاتامی (Tatami) در عنوان مقاله ، مقایسه رزم سیاه مشق نویس در صفحه (پادشاه ممالک خطیم   صفحه مشق ما قلمرو ماست) با هنرهای رزمی ژاپنی ها در صفحه تاتامی (میدان هنر های رزمی ) است .
«تاتمی میدان رزم هنرهای رزمی مردم ژاپن است که با فرهنگ خاص واعتقادات آنها از روش زندگیشان پایه گذاری وشکل گرفته است. رفتار ودیسپلین حاکم در تاتمی ورعایت آداب ورفتارهای محترمانه ،صمیمی واستاندارد فضای حاکم بر تاتمی را شهرت جهانی بخشیده است. فضایی که دارای نور وگردش هوا وهمچنین از آراستگی مناسب برخوردار است. تاتمی محیطی است که بوسیله کف پوش مخصوص سالن رزمی پوشیده شده که جنس آن از الیاف فشرده شده است که قابلیت ارتجاعی دارد ».
در آداب تاتمی آمده است که در فرهنگ هنرهای رزمی ژاپنی ادب واحترام در محیط (تاتمی) یکی از اصول اولیه محسوب شده و احترام با انجام تعظیمی کوتاه در مقابل حریف ویا استاد صورت می پذیرد.
تآکید در اشاره به تاتمی  در این مقاله ،برای نزدیک تر کردن ذهن ها به فضای تاتمی در سیاه مشق است.
بواقع فضا و صفحه اجرای یک سیاه مشق نیز همانند فضای تاتمی وبرتر از آنست .فضایی که از ادب واحترام ویژه برخوردار بوده و پر از رزم و قائده ورمز و راز است تا خوشنویس هنر رزمی خود را در صفحه به تصویر کشیده و مخاطب از آن لذت کافی ببرد. میدان تاتمی همان صفحه مشق است که خوشنویسان قدیم در آن پادشاهی می کردند.
         پادشاه  ممالک  خطیم                      صفحه مشق قلمرو ماست
         هرکه را نیست این باور                   به حقیقت زچشم نابیناست
  آداب ورود به صفحه سیاه مشق :
صفحه سیاه مشق متناسب با موضوع دارای درب ورودی (محل آغاز )است .بطوری که در یک کادر مستطیل عمودی وافقی با توجه به (ترکیب بندی )اثر محل شروع اثر متفاوت است .در دوره قاجار واکثر سیاه مشق های این دوران استفاده از لچکی بالا برای ورود به صفحه بسیار صورت گرفته است و این نوع ورود به صفحه تا به امروز با همان زاویه مورب (چلیپایی) ادامه یافته است .
نکته قابل توجه سیاه مشق های این دوره، انتخاب موضوع  با توجه به زیبایی (تنوع شکل وفرم کلمات) ،هماهنگی دانگ قلم و صفحه و تناسب بخشی با موضوع ،یافتن عناصر قابل تکرار و تکرار متناسب آنها در فضا ، استفاده بجا از آوردن نقطه ویا نبود آن در صفحه، ویا فقط در دایره نون،ایجاد رابطه منطقه ایی فضای اثر (شیوه یکجا بینی) با کلیت فضای تصویری  اثر (شیوه همه جانبه نگری ) و... خواهد بود .
بطوری که با کمترین کلمات و کمترین تکرار هازیباترین آثار را خلق کرد.
اگر قلمی کوچکتر از تناسبات صفحه وموضوع انتخاب شود ،در پایان شاهد سیاه مشقی مکرر با کثرت وپر کلمه خواهیم بود (با حسی متفاوت )وچنانچه دانگ قلم تناسب طلایی با صفحه وکادر بیابد شاهد سیاه مشقی در صفحه خواهیم بود( با حسی مداوم) که قابلیت های ماندگاری در تاریخ رامی یابد.
در یک بررسی ساده تحلیلی در سیاه مشق های میرزا غلام رضا روند رو به رشدبرای رسیدن به انتخاب دانگ مناسب قلم وتناسب بخشی با موضوع و هماهنگی با صفحه وکادر می توان به الگویی مناسب برای ارائه سیاه مشقهایی ایده آل دست یافت .
در سالهای آغازین تمایل میرزا به سیاه مشق، استفاده از دانگ ریز وسیاه مشق های پرتکرار بیشتر مرسوم بوده ولی این تفکر در دوره های بعد کمرنگ تر شده وجای خود را به سیاه مشق هایی با وحدت در خلوت ورسیدن به بافتی ساده وترکیباتی مستحکم تر منجر شده است.( سیاه مشقهای قطعه گونه).
بعد از تعیین راه ورود به صفحه وانتخاب دانگ مناسب قلم ،موضوع موثر(هم به لحاظ مفهوم وهم به لحاظ شکل ) نکته قابل توجه در سیاه مشق انتخاب عنصر قابل تکرار وتنوع در تعداد و شکل تکرار ( بافت هنری ) است.
از آنجا که سیاه مشق اثری انتزاعی است لذا هرچه از عناصر زیبا تر وبا قابلیت انعطاف پذیری بیشتر وبرخوردار از فرم های متنوع تر استفاده گردد ،در نهایت شاهد اثری خلاقانه تر و هنری خواهیم بود.
همانطور که برنامه از پیش تعیین شده یک رزمی کار در تاتمی از عوامل موفقیت آمیز او خواهد بود ،در این راستا سیاه مشقی در صفحه جلوه گری خواهد کرد که هنرمند آن،برنامه ای از پیش تعیین شده داشته با شد وآنگاه به میدان رزم قدم گذارد.
سیاه مشق در تاتمی در ادامه (روند صعودی)انواع سیاه مشق است که دارای خصوصیات منحصر به فرد است.بطوری که با انواع سیاه مشق تمرینی ویا اتفاقی متفاوت ااست،بلکه سیاه مشق در تاتمی هنر رزم خوشنویس در صفحه ودر حضور مخاطب است. این مهم از مخاطب خوشنویس با اثر خود در خلوت آغاز وبا اجرای سیاه مشق در شیوه های امروزی (کارگاهی) دارای بیشترین مخاطب خواهد بود.
در این صورت برای رسیدن به این سطح از سیاه مشق نیاز به حرفه ای تر وتخصصی تر عمل کردن است که در طی این سالها کمتر شاهد آن بوده ایم که خوشنویسی زمان ویژه ای در سالهای متمادی بر تحقیق واجرای سیاه مشق گذاشته  باشد و نهایتاً به رموز آن دست یابی پیدا کرده  و توانسته باشدتوانمندی در نوشتن را با بدعت در ترکیب بندی تلفیق نماید.
انتظار نابجایی که اکثر خوشنویسان از خود دارند، این است که به صرف اینکه چند سالی خط می نویسند ،توانایی قلم رانی وخلق اثر در همه قالب های خوشنویسی (نستعلیق) را یافته اند. وبدون رعایت احترامات لازمه ومعرفت ممکنه ،در صفحه وارد شده و هنر نمایی می کند .غافل از اینکه هر خطی ،هر سبکی،هرقالبی وهر دانگی ریاضت های خاص خود را می طلبد تا خوشنویس برآن اشرافیت کامل یابد.
شیوه پراکنده نویسی در قالب های مختلف وعدم تمرکز بر یک قالب مشخص ،موجب شده که بیشتر خوشنویسان معاصر در اکثر قالب های خوشنویسی(نستعلیق) با عدم مطالعه وتمرین سرکشیده و ره به جایی نبرده وقالبی را شروع نکرده پایان بخشند واز شکست پیش آمده سر خورده شده ودر همه قالب ها سرگردان باقی بمانند.
اگر اندکی به گذشته برگردیم و بررسی ساده ای از خوشنویسان دوره های صفویه وقاجاریه داشته باشیم، به قله هایی برمی خوریم که تنها شیوه یکجا بینی وتمرکز بر یک خط وحتی یک قالب هنری ونوشتاری موجب رشد وتعالی در آن راه و ارائه آثاری بی نظیر از آن دست شده است. تسلط در چلیپا نویسی میر عماد وتوانمندی در کتیبه نویسی و سیاه مشق نویسی میرزا غلام رضا و حسین خوشنویس واعجاب درشیوه  کتابت نویسی کلهر از نمونه های مثالی این دوره هاست. از آن به بعد بود که سیل مشتاقان به این قالب شگفت انگیز هنری بیشتر وبیشتر شد بطوری که نسل جدید در فراگیری سیاه مشق آنهم بشکل اصولی آن سر از پا نمی شناسند.
سیاه مشق از قالب هایی است که بیشترین توجه را به خود در دوره قاجار دیده است که نمونه های این دوره نیز بالا ترین عیار هنری  را داراست. که یکی از علل آن (نیاز به تحقیق مفصل دارد) شاید ورود چاپ سنگی و آزادی هنرمند برای خلق اثر هنری وبدور از کار ویژه بوده است. میرزا غلام رضا ومیر حسین خوشنویس از جمله سردمداران این نوع خوش نگاری در خوشنویسی نستعلیق اند که هنوز هم آثار زیبایشان مانند نقل ونبات در محافل هنری می چرخند.
سیاه مشقهایی که از این دو هنرمندبزرگ بجا مانده است از قابلیت های بسیار بالایی برخوردار اند که بررسی بعضی از نقاط برجسته آنها خالی از لطف نیست.انتخاب سوژه (مفید ومختصر) از آیات ،احادیث واشعار عرفانی و... از نکات برجسته آثار آنهاست که پای بندی به ارزش ها را نیز یاد آوراست. از نکات دیگر  شاخص سیاه مشق های قدما می توان به بکار گیری عناصری از حیث زیبایی وتنوع بخشی فضا مانند (حروف وکلمات قوس دار در کنار سطوح منحنی و دوایر با کرشمه وناز و....)اشاره کرد.نگاه فرمیک درانتخاب حروف و شناخت ریتمک و موسیقیایی درانتخاب کلمات از بارزه دیگر فضا سازی در آثار قدما است . که با بکار گیری کلمات و وحدت بخشی درجملات، صفحه را آذین سیاه مشق می بخشیدند .
قلم در دستان میرزا یاد آور شمشیر در دست سامورایی یک دست است ،که قدم بمیدان رزم می گذارد. ابتدا آرام صفحه را مینگرد و موقعیت سنجی می کند وسپس قلم بدست ،قدم در صفحه می گذارد و رزم به تصویر می کشد،کم کم سر گرم جدال (سفیدی وسیاهی) می شود  ودر رسیدن به مرکز صفحه سر از پا نمی شناسد ودر حال شمشیر زنی از چپ به راست (یای معکوس)واز راست به چپ (قوس ها) حماسه می سازدوعشق می آفریند وهنر زنده میکند ومخاطب می میراند و باز زنده می سازد . او تنها زمانی به خود می آید که رقیبان همه کشته شمشیر او گشته و رزم به انتهای صفحه رسیده است و اثر انتظار رقم او را میکشد تا اعتراف مکتوب مرقوم شود واثر از رقم نیفتد . لاجرم در گوشه ای از اثر اسمی رقم می خورد ویا علی مددی تا میرزا فرصت یافته وشمشیر غلاف کند.
آنچه در یک برداشت آموزشی می توان از سیاه مشق نویسی میرزا دریافت کرد،به صورت شعر گونه در اشعار کاتب الخاقان (از شاگردان وی )به اختصار آمده است.
             بنویس سیاه مشق زیبا                ویژه بنویس تو  چلیپا
انتخاب زاویه ی مورب جهت سیاه مشق نویسی(انتخابی طلایی) در دوره صفویه ودر ادامه قاجاریه بود که بر گرفته از زاویه ی چلیپا نویسی،و در پی اولین چلیپای مقبول نیفتاده خوشنویس بوده که روی آن را باهمان زاویه مورب و تکرار کلمات برروی هم و سیاه کردن صفحه  بدست آمده است .تکرار این تفکر منجر به خلق قالبی بسیار جذاب وبدیع بنام سیاه مشق، نه مشق سیاه شد. اگر چه خود زایده مشق سیاه است .
عدم تکرار حروف وکلمات مقبول طبع خوشنویس در سیاه مشق بخوبی در آثار میرزا مشهود است که این نگرش در شیوه ترکیب بندی معاصرین نیز با تامل وتحمل بیشتر صورت می گیرد که در هر صورت از نگاه تخصصی ترکیب بندی جای نقد وبررسی دارد.
               هر حرف که دلپسند افتاد           تکرار نکرده هیچ استاد
                هر جا کلمه نگشت رعنا             بنمای مکررش   همانا
تکرار کلماتی که در سیاه مشق دچار ضعف و شکستگی شده باشند به جهت پوشش دادن لایه ای بر روی اشتباهات پیش آمده خوشنویس از تکرار حروف وکلمات برروی هم و بر اشتباهات خویش مدد می جست که هنوز هم این نگرش در بین اکثر سیاه مشق نویسان مرسوم است.
انتخاب یک روش منطقی وخاص ورسیدن به یک شخصیت ومنش در هنرمند خوشنویس آثاری بیادگار می گذارد که بدون رقم آثارش قابل تشخیص است.و این مهم در سیاه مشق نویسان دوره قاجار ( میرزا غلام رضا ،میر حسین ،میرزا کاظم و....)به خوبی مشهود است .
               باید که بیک روش نویسی             مخصوص بیک منش نویسی
 استفاده از سیاه مشق های مکرر ودارای کثرت ونهادینه کردن این تجمع در همه صفحه ،شیوه ای بود که در آثار اکثر سیاه مشق نویسان دوره قاجار وجود داشت که در مجموع این گونه سیاه مشق ها با شیوه ای یکنواخت در پراکندگی کثرت ها در همه صفحه مورد توجه این دوره از خوشنویسی ما بوده است .
در شیوه مخالف کثرت در تکرار، بایدبه نقطه مقابل آن یعنی خلوت در تکرار اشاره کرد که مخاطب در این حالت شاهد سیاه مشقی با حضور کمتر کلمات در آورد گاه خط است . در این حالت که در ادامه دوران سیاه مشق نویسی هر خوشنویس بدست خواهد آمدو خوشنویس در این دوره  هر روز به ارائه آثاری با گرایش بیشتر به خلوت تمایل می یابد واولویت آثار وی تمایل به خلوت خواهد بود. واین مهم را نیزبخوبی می توان در دوران پختگی بزرگان خط ملاحظه نمود .این سیر تحولی از سیاه مشق های شلوغ ورسیدن به آثار خلوت، تصویرگر آرامش پس از طوفان است .
نگرش وشیوه انتخاب کشیده نویسی (مد و نیم مد) در آثار این دوره تاکنون تمایل زیادی به شیوه انتخاب در چلیپانویسی دارد.بااین تفاوت که از انتخاب کشیده های زیر هم اجتناب می کردند ودر زیر کشیده ها از کلمات غیر کشیده سود می بردند.اگرچه در انتخاب نوع کشیده ها بسیار وسواس بخرج می دادند .
نکته دیگر وحائز اهمیت در سیاه مشق نویسی شیوه کرسی چینی همراه با رعایت خط کرسی (خط زمینه) وکرسی (هماهنگی وهم نشینی حروف وکلمات ) است،که مشکل عمده معاصرین در سیاه مشق نویسی بوده ودر آثار قدما به نحو احسن اجرا شده وقابل الگو برداری است.
رعایت حسن همسایگی و همنشینی در رسیدن به اوج هماهنگی را می توان در سیاه مشق های عمودی ،افقی ومورب این بزرگان مشاهده کرد .
توجه به حسن همسایگی و همنشینی حروف وکلمات در سیاه مشق نویسی قدیم وجدید به شکل کارساز وموثر مورد توجه نبوده است. این مهم به شکل مختصر و قابل استفاده ارائه می شود تا در فرصتی دیگر بدان تخصصی بپردازیم. نکته قابل اشاره اینکه فرم وشکل کلمات می توانند در جوار هم بشکلی قرار گیرند که هم در شیوه یک جابینی وهم در شیوه کلی بینی موجب خلق تصاویری زیبا در سیاه مشق نویسی گردد.
نمونه هایی از این گونه سیاه مشق ها در سیاه مشق های چند وجهی ( توکلت علی الله  ففروا الی الله ) از آثار میرزا غلام رضا و....بخوبی دیده میشود ونشان از حسن توجه به این نوع فضا سازی در آثار قدماست .
انرژی دهی وانرژی گیری در این شیوه ترکیب بندی می تواند هنرمند را از کارهای تکراری رهایی بخشد وخلاقیت پذیری را در آثار او متجلی سازد. این بده بستان و فرم گیری و فرم پذیری جای توجه وکار بیشتر در آثار نسل امروز دارد .
ایجاد رابطه بین کشیده ها در حالت متقارن ونامتقارن وچفت وبست فضا بوسیله دوایر وقطع ووصل کشیده ها ودوایر با عناصر دیگر وایجاد بافتی موزون در یک سیاه مشق حماسی ، ماحصلش سیاه مشقی می گردد ،که برای ابدیت درتاریخ زرین هنر خوشنویسی می ماندو اگر رقم میرزا در زیر خودداشته باشد ، ویا نام حسینی در انتها بخود گرفته باشد که هنر خط از پدر به ارث برده باشد .آنوقت شاهکار روزگار خلقت است که دست بدست وسینه به سینه به نسلها بعد انتقال می یابد.
انسان وقتی چیزی را می بیند،یا بی تفاوت از کنارش می گذرد،یا به آن عکس العمل نشان می دهد، ممکن است از آن لذت ببرد ویا احساس تنفر کند. این واکنش به طرز تفکر بیننده ونگرش اونسبت به واقعیت بستگی می یابد. شیوه نگاه کردن یکی از تفاوت های دید عمیق نسبت به نگاه سطحی وچگونه ((دیدن)) نخستین عامل خلق یک اثر هنری (سیاه مشق است).
وقتی نورازسطح یک جسم می تابدوبه چشم می رسد،باعبور از عدسی چشم شکسته شده وتصویری معکوس از جسم بر روی شبکیه ظاهر می شود. تحرکات نوربه مغز منتقل شده وطی یک فرایند پیچیده عصبی ،جسم مفهوم می گردد. این فرایند را ((احساس)) دیدن می گویند. پس از این مرحله چگونه دیدن شکل می گیرد. یک انسان عادی در برابر آن چه می بیند ،واکنش خاصی نشان نمی دهد، اما یک هنرمند ،در آن تامل میکند تا مفهوم آن را دریابد.
شکل گیری تصویر برروی مغز،تصورات زیادی به ذهن هجوم می آورند که از ترکیب آن ها تصویری به طور غیر ارادی و لحظه به لحظه درذهن تجسم می یابدودر نهایت واقعیت درک می شود .این فرایند ((الهام)) نام دارد.

الهام تاثیر پذیری ناگهانی وغالبا خودبه خوداز یک پدیده است، ولی یک حس ناخودآگاه نیست. یک هنرمند برای پاسخ دادن به پرسش های بی شماری که به ذهنش هجوم می آورند تلاش می کند،از زوایای مختلف به یک پدیده می نگرد،آن را تحلیل می کند،وبا یافتن پاسخ معنا ومحتوایی به آن می دهد.
چرا هنرمند به یک پدیده واکنش مثبت نشان می دهد؟ علت این امرشرایط وتضاد خاصی است که آن پدیده نسبت به محیط اطراف خود دارد. بزرگ تر بودن ،قوی تر بودن و رنگین تر بودن ،برای هنرمند این شرط خاص ((زیبایی)) است.

زیبایی به عنوان صفت به کار می رود ولی هیچ تعریف وتفسیر جامعی برای آن وجود ندارد. زیبایی چیزی است که با درون ما سروکاردارد،چیزی برای ما زیبا ولی برای دیگران زشت است. تفاوت در شیوه نگاه وشرایط فکری وروحی افراد است.
واقعیت در هنرهای تجسمی ،جهان عینی است وبرای هنرمند ،زیبایی((حقیقت))است.هنرمند از تناسب ویگانگی میان اجزای یک پدیده به وجد می آید واز درک مفهوم آن لذت می برد. در این روند ،احساسی که هنرمند را برای رسیدن به معنا یاری می دهد((زیبایی شناسی))است.

زمانی که میل به زیبایی از عالم شخصی فراتر رود ودر جستجوی راهی به بیرون باشد،الهام ذهنیت وفکر هنرمند را قالبی می ریزد که زیبایی باشد و((اثر هنری)) شکل می گیرد. براین اساس ((هنر ،کوشش برای آفرینش زیبایی است((.
نماد های تصویری
کارل گوستاو یونگ ،مو سس روان شناسی تحلیلی می گوید : واژه یا تصویر زمانی یک نماد است که متضمن چیزی ورای معنای آشکار خود باشد.
نماد از طبیعت و زندگی روزمره مایه گرفته وسرشار از تمثیل ورمز است. نماد همان واقعیت است که به زبان استعاره بیان می شود .درک مفهوم نماد راهی برای شناخت جهان است.

برای کشف راز آن باید معنای آن را درک کرد. یکی از مشخصه های نماد چند ارزشی بودن آن است. یک نماد توانایی آن را دارد که چند معنا را برساند.برای مثال نماد ماه که حیات ،مرگ ،رستاخیز،سرنوشت انسان وبسیاری مفاهیم دیگر را بیان می کند. برای کشف راز یک نماد باید به عام ترین معنای آن توجه کرد.معنایی که بتواند معانی دیگر را به هم ارتباط دهد.
نماد های هر قوم به شکل های گوناگون پدیدار می شوند ،در لحظه معینی از تاریخ ،از کانون فرهنگی خاصی برخاسته ،مفاهیم ویژه خود را یافته و گسترش پیدا کرده اند. هر چه فرهنگ انسانی تر و ریشه دارتر باشد، نماد ها مبراتر ،والاتر ورشددهنده تر خواهند بود.
((گریزی به مبانی هنرهای تجسمی از قسمت قبل جهت زمینه سازی بهتر وشناخت بیشتر دوستان برای ورود به تاتامی سیاه مشق بوده که امید است راهگشا باشد((.
الفبای هنر
تنها برای هنرمند است که هرچیز قابل رویت می تواند مهم باشد، هرچیز که دیده شود،ونیز بیان مفهوم آن در قالب مناسب. هنر فعالیتی ترکیبی برای پیوند دادن اجزا و آفرینش یک اثر هنری در یک مجموعه کامل است.
هنرمند با نگرش ویژه به ((عناصر بصری)) و((ترکیب )) اجزا به شکلی زیبا ،یک اثر هنری می آفریند که درجه والایی آن به شکلی آرایش وترکیب عناصر وارتباط میان اجزا بستگی دارد.
نقطه ، خط ، سطح وحجم عناصری هستند که پدیده های سه بعدی را می سازند وهر شکل وفرم در طبیعت را می توان به یکی از این عناصر ویا ترکیبی از آن ها خلاصه کرد. این عناصر ((الفبای هنرهای بصری)) به شمار می آیند وهر یک دارای مفهوم خاص خود هستند ، ولی در ارتباط با دیگران اجزا تغییرات ومعانی گوناگونی می یابند.
نقطه، خط
ازدیدگاه ریاضی ((نقطه)) فاقد ارزش بصری است، زیرا بُعد ندارد و فضایی را اشغال نمی‌کند . نقطه چشم را به خود جلب می‌کند چون دارای انرژی بصری است. ولی شکل و نیروی بصری مفاهیم ثابتی نیستند و بر حسب موقعیت نقطه تغییر کرده و تنها در یک حجم است. یک سکه از فاصله دور نقطه است، ولی از نزدیک یک سطح به شمار می‌آید.
در ریاضی از به هم پیوستن نقاط در یک راستا ، خط پدید می‌آید که مهم ترین عنصر طراحی و نمادی اساسی در آفرینش هنری است. خط دارای نیرو و تاثیرات ذهنی فراوانی است و در شرایط متفاوت مفاهیم گوناگونی را بیان می‌کند . خط می‌تواند مفاهیم روانی گوناگونی را بیان کند، مانند ایستایی خط عمود ، تزلزل یک خط مایل، خشونت یک خط ضخیم و ملایمت یک خط نازک و... گاهی خط وجود خارجی ندارد و دیده نمی شود، ولی به شکل مجازی تصویر یک خط در ذهن ایجاد می‌شود ، مانند تصور فاصله بین دو نقطه.
امروزه به یمن ظهور شگفتی ساز اینترنت وایجاد فضاهای آموزشی ،داشته های خوشنویسی در اختیار همه علاقه مندان قرار می گیرد و دست پژوهش گران وعاشقان خط باز است .
ارسال خطوط گذشتگان توسط کاربران عزیز ،خصوصا سیاه مشق های بی نظیر قدما ترغیب کنده خوبی است وجهت دهنده ایده آلی است برای شناسناندن قالب اعجاب انگیز سیاه مشق.
سیاه مشق هم دارای تکنیک است هم برخوردار از تاکتیک. همانطور که در یک بازی فوتبال از تعدادی محدود می توان در زمین (کادر )استفاده نمود(با تاکتیک خاص ) در یک سیاه مشق کلاسیک نیز می توان تنها تعدادی محدود وحساب شده کلمه به آوردگاه خط آورد.
همانطور که درصد جریان بازی نیز در قسمت های مختلف زمین متفاوت است ،در سیاه مشق  نیز این تفاوت احساس می شود بطوری که در قسمتی از صفحه شاهد حضور بیشتر ودرگیری بیشتر کلمات هستیم ودر نقاطی از کادر عدم تکرار و جدال کلمات را شاهدیم .
این فرصت بازی دادن به کلمات بسته به خوشنویس دارد که تا چه اندازه ودر کجای صفحه به کلمات جولان دهد ،و درنتیجه به سیاه مشق مورد نظرش نائل آید. (خلوت یا جلوت)
استفاده از کشیده ها در سیاه مشق نیز مانند ارسال توپ در نقاط مختلف زمین است که کوتاه ویا بلند صورت می پذیرد .مثلا در نقاط مرکزی فرصت استمرار در کشیده ها(بلند ) بیشتر از کناره ها ولچکی هاست.
از نمونه سیاه مشق های ایده آل می توان به سیاه مشق های قرینه، اشاره نمود که دارای بیشترین تحرک دیداری در صفحه اند.
دراین گونه سیاه مشق ها در مورب یا ( افق ) صفحه مطلبی را انتخاب وبا توجه به ایستایی نهایی اثر (افقی -عمودی )وزن کلمات برای رسیدن به کادر مورد نظر را سنجیده آنها را در آوردگاه سیاه مشق شرکت می دهیم. در این بین توجه به سرکش ها ،دوایر ،کشیده ها و...موثر در حجم کلمه نقش تعیین کننده ای دارد .  مصراع :ما بفلک میرویم عزم تماشا کراست  نمونه خوبی برای تعمیم تصاویر مورد نظر است .
بطوری که قسمتی از شعر رامی توان : (ما بفلک میرویم عزم) را در نیمه پایینی اثر آورد (بدون تکرار ) با هدف سیاه مشق خلوت آورد وقسمت دیگرشعر را تماشا کراست) را در مقابل وقرینه آن تصویر نمود .( سیاه مشق بدون نقطه) . در سیاه مشق های قرینه وجود عناصری چون کشیده های معکوس زیبایی خاصی به اثر می بخشد که نمونه های خوبی از آن را می توان در آثار قدما (میرزا ومیر حسین )ملاحظه نمود. (خوشا چشمی که رخسار تو بیند.    .خوشا ملکی که سلطانش توباشی) این بیت شعر نیز نمونه خوبی برای محک زدن خود در تصویر سازی اینگونه سیاه مشق است.
سیاه مشق های قرینه را بعضا با تکرار در چند جهت صفحه ،چهار پاره نیز می گویند . (توکلت علی الله ففروا الی الله ) میرزا کاظم ،فتحعلی شیرازی ،میرحسین ومیرزا غلام رضا نمونه ای خوب از این نوع آثار است.
در شیوه اجرای این گونه سیاه مشق ها تنظیم وایجاد رابطه همنشینی کلمات در کنج ها(لچکی ها) بسیار تعیین کننده است .
جنس شناسی کلمات در ترکیب بندی سیاه مشق بسیارکارساز بوده لیکن در سیاه مشق های قرینه بجهت هماهنگی فضاهای مثبت ومنفی حیاتی تر است .
کلمات متصل به حروف تخت (ب-ت-ف و...) فضای قرینگی را تخت وکم تحرک وکلمات متصل به دوایر (ن-ص و...) سیاه مشق را مدور ومتحرک تر می نمایاند. ودر صورتی که خوشنویس به هماهنگی آن دو برسد در پایان شاهد خلق اثری متفاوت وخلاقانه خواهد بود .
در سیاه مشق های قرینه هرچه از تکرار های بی مورد پرهیزکنیم ومتفکرانه تر دست به فضا سازی بزنیم می توان به ماندگاری اثر افزود...
در سیاه مشق های چند وجهی در پایان شاهد خلوت در مرکز ثقل اثر می شویم که البته با توجه به حضور جنس کلمات کم وزیاد است . در این صورت برای رفع این حالت می توان از قبل بدان اندیشید وکلماتی را نوشت که ختم به تصویری متعالی ترشود . در اینگونه سیاه مشق ها پیش آمده که با تکرار وتداخل سرکجها ویا حروف تخت در مرکز اثر شاهد یک لوزی خالی در مرکز صفحه می شویم که بجز در موارد سیاه مشق های عمدی می تواند مخل تصویرسیاه مشقی باخصوصیات شناوری گردد.
قرینگی (به لحاظ وزن وتعداد کلمات )در سیاه مشقهای چند وجهی هرچه کمتر باشد اثری پویاتر خلق می شود ودر صورتی که در این گونه آثار تمایل شدید به تعادل داشته باشیم ،از ارزشهای تاثیر گذاری آن کاسته ایم.
به نقل از پیکاسو:در هنگام (ترکیب بندی اثر ابتدا باید تعادل را یافت وآنرا درمقابل خود قرار داد وهرچقدر می توان از آن فرار کرد) . این نشان از توجه خاص هنرمندان بزرگ رشته های مختلف هنری است که سعی در اجرای اثر در اوج عدم تعادل وتوازن بوده اند .وشایدبتوان ابراز نمود که شعار آنها : اجرای اثر متعادل دراوج نامتعادل بودن ونامتقارن بوده است .
سیاه مشق های که در تاتامی نوشته شده بودند فرصتی یافتند تا در مقابل چشمان مردمانی از جنس اصفهان وهنرمندانی از نقش جهان وگرافیست های در نصف جهان قرار گیرند و امتحان شوند و تاوان پس دهند .
خوشنویسان اصفهانی که خود ید طولایی در خوشنویسی وبالاخص سیاه مشق نویسی دارند ،به نمایشگاه ((یوسف هستی بخش ))آمدند وفقط سیاه مشق دیدند(30 اثر ) و نرفتند تا فضا های سیاه مشق خوشنویسی از دیار جنوب را به بحث بنشینند.سیاه مشق هایی که با دانگ کتیبه به فضای خلوت رسیده بودند .
نوع فضا سازی وتنوع آن آنقدر مورد پسند بود که کمتر کسی سراغ چلیپا را بگیرد.هر چند یکی دوتایی گفتند که چند تا سطر لابلای آثار می گذاشتی خوب بود.
نگاه جنبی به عرصه سیاه مشق آنهم از نوع تاتامی (اصولی ) هنوز در بین خوشنویسان سنتی وجود دارد وتا ارتقاء دادن آن فاصله داریم اگر چه تلاش دوستان (ایوان خطاطی ) بی ثمر نبوده وتوانسته بسهم خود روشنگری های در پی داشته باشد.
چشم هایی که تا کنون در پی خواندن خط بودند را به سوی دیدن تربیت کردن و سوق دادن را باید در برنامه داشت تا در آینده بتوانیم مخاطبینی تربیت کنیم البته با الویت خوشنویسان که وقتی پای یک تابلو سیاه مشق قرار می گیرند بجای خواندن خط ،خط ببینند وعشق بستانند وجان تسلیم کنند.
با اینهمه آنچه از رهاورد سفر نمایشگاه سیاه مشق های تاتامی اصفهان می توان گرفت ،اینکه موزه هنرهای معاصر اصفهان برای اولین بار یک نمایشگاه تصویر خط در بر داشت و خیل عظیمی که برای خواندن آمده بودند، که ناگاه دچار دیدن شدند .
دیدار از اساتید اصفهان وگارگاه های خصوصی وآثار قدیم وجدید (قدما ومعاصرین)موهبت دیگری بود که بدست آمد. در این بین سیاه مشق های میرزاغلامرضا وعماد الکتاب وکلهر وفتحعلی حجاب و...در گنجینه استاد علی فرزانه درسی بود که بار دیگر از قدما گرفتیم.(آثاری که زیر چاپ بودند.(
سیاه مشق زیبایی هم استاد فرزانه در وصف مادرش نوشته بود که با لطف تمام فرمودند : مثل سیاه مشق های شما شده (سیاه مشق در نوع تاتامی.و  بسیار سفرباید تا پخته شود خامی .سیاه مشق در تاتامی نیاز به همراهی بیشتر دوستان دارد تا از حاشیه در آمده وبه متن بنشیند ودلبری کند .بامید آنروز  ....

                                                                                                              رضا زدوار- اهواز
                                                                                                                         پائیز 89
   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 4 نظر (فعال: 4 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
* نام: غفوراسکندری سبزی       پست الکترونیکی: ghafoor.eskandari@yahoo.com سه شنبه، 29 آذر 1390 - 01:35
نظر: سلام به برادر گرامی وارجمند م شاخص عرصه ی خط وخوش نویسی جناب استادرضازدوار مثل همیشه دانا وحکیمانه می فرمایی وقلم می زنی. تبریک می گویم ...... باز هم خدمت می رسم وبهتر می خوانم
برادر کوچکت غفور اسکندری سبزی
 8       6 
* نام: سعادت فدایی       پست الکترونیکی: شنبه، 22 بهمن 1390 - 10:48
نظر: سلام به استاد گرامی
از گفته های جنابعالی مثل همیشه استفاده کردیم و امیدوارم قله های موفقیت را مثل همیشه فتح نمایید.

 4       7 
* نام: مهدی صندوق ابادی       پست الکترونیکی: mehdi6@yahoo.com پنجشنبه، 12 مرداد 1391 - 01:08
نظر: سلام و درود بی پایان بر جناب استاد زدوار بزرگ
 4       6 
* نام: عباس بهاری پور       پست الکترونیکی: abbasbaharipour@yahoo.com جمعه، 20 مرداد 1391 - 09:30
نظر: با سلام حضور استاد زدوار گرامی . ابتدا می پنداشتم که شاید نام تاتامی و رزم چندان سنخیتی با سیاه مشق و این حیطه ندارد اما به مرور زمان و تامل در متن یاد شده و نگریستن در فضای سیاه مشقهای مختلف و متنوعی که به قلم شما ایجاد شد بهتر و دقیقتر به رابطه این دو پی برده ام و به این یقین رسیده ام که شما در فضایی هوشمندانه راه خود را دنبال می کنید ضمن تشکر از زحمات شما در حق خوشنویسان خوزستانی
 1       5 

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 پربحث ترین مطالب
  عشق هنر کویر - نمایشگاه نقاشیخط خانم سهیلا احمدی
  مراسم رونمایی از یک اثر «خوشنویسی و تذهیب » در کتابخانه و موزه ملی ملک تهران
  قصه عشق ایاز از راه رسید/ صید رازهای خوشنویسی‌ امیرخانی
  «از الفبا تا هنر» مانند موزه ای است که هنر را به نسل‌های بعد منتقل می کند
  پک کارگاه تخصصی، آموزشی، تحلیل و بررسی آثار خوشنویسی با حضور استاد غلامحسین امیرخانی
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما
© پایگاه اطلاع رسانی خوشنویسی ایران
info@khoshnevisi.net
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا