سعید قاسمی
دربخشی از کارت دعوت نمایشگاه آثار استاد مجتبی ملک زاده که در 25 آذر سال جاری در گالری شکوه برگزار شد، جمله ای از شاملو در مورد خط، با خوشنویسی شکسته ی استاد نوشته شده است ، آخرین کلمات این جملات ناب ترین و شایسته ترین مطلب در مورد خط است که قلم شاعرانه و معتبر شاملو آنرا بیان کرده است: ...میخواستم بگویم که به خط خوش نوشتن ستایش مفاهیم است. شاملوی بزرگ چه کشف ظریفی کرده است و چه صادقانه و معتبر و گویا آن را گفته است. جان این کلام را تنها شاعر بالفطره ای چون شاملو میتوانست بگوید.
اما آنچه در نمایشگاه جمعه 25 آذر دیدیم تنها ستایش مفاهیم نبود، بلکه بیش از ستایش مفاهیم، نمودی به حق از ذات و جوهره و ماهیت جمله ها ومفاهیم شعر سپید در قالب ایرانی ترین خط یعنی خط شکسته بود. یکی از ظرافتهای بصری هنر ایرانی که در طول قرن ها درخشیده است کشف تناسب مطلب و محتوا با نحوه ی اجرا و ارائه است، این مهم در همه ی هنرهای ایرانی از معماری و نگارگری و خوشنویسی و موسیقی و ... خود را نشان داده است. نمونه ای از هزاران مثال، آواز ایرانی است، که بار معنایی کلمات را هنرمند آواز خوان در طراحی و اجرای صحیح و به جا و ادای آوازی و موسیقایی کلمات نشان میدهد ( مثل چگونگی اجرای آوازی کلماتی مانند آه – فریاد – گریه و ... و تداعی حس نهفته در این کلمه ها برای شنونده.) ، در خوشنویسی هم هنرمند خوشنویس در صورتی میتواند مخاطب را در کنار اثر خود میخکوب کند که به رمز تداعی بصری حروف و معنای آنها دست یافته باشد. از این رو است که نوشتم آثار جدید استاد ملک زاده چیزی بیش از ستایش مفاهیم است، زیرا ایشان به راز و رمز تنیدن جلوه ی بصری حروف وکلمات با محتوا دست یافته است. آنچه در شعر سپید شاملو بود در تابلو های استاد ملک زاده قابل حس بود، حتی مدعی هستم نیازی به خواندن و دریافتن جمله ها نبود بلکه کلیت بصری حاکم بر هر اثر حس محتوای آنرا منتقل می کرد، و بدیهی است که رسیدن به این نقطه از هنر ناب در این وانفسای تکرار و تکرار ها در فضای خوشنویسی معاصر واقعه ای شگفت و ستودنی است که تنها از انسانی زلال و بی آلایش همچون استاد مجتبی ملک زاده بر می آمد و می آید.
نمیدانم از کی و چگونه تذهیب وارد هنر خوشنویسی شده است، به نظرم میرسد هنرمندان خوشنویس گذشته که در کتابخانه ها و نهادهای دربار بزرگان و شاهان بوده اند برای آنکه دست نوشته ی خود را فراخور دربار کنند ، آنرا با طلا اندازی و رنگ و تزیین می آراسته اند که در نظر شاهان خوشتر آید و لذا این تذهیب کردن علیرغم آنکه امروزه بهانه وضرورت خود را از دست داده، ولی بصورت آفت جدانشدنی خوشنویسی معاصر درآمده است و حتی در اکثر موارد رنگ و تذهیب پوششی بر ضعفهای اجرایی شده و وظیفه ی پنهان کردن خرابی ها را دارد و می شود به جرات ادعا کرد که اگر تذهیب نبود خیلی از آثار معاصر از حیز انتفاع ساقط می شد و هم تکیف خوشنویسش معلوم می شد و هم تکلیف مخاطبش! ؛ هدفم از بی مهری به تذهیب این بود که به این نکته برسم که اگر در این دوره ی حاکمیت اجباری تذهیب ، خوشنویسی بتواند اثری بدون نیاز به تذهیب بیافریند و خط او به تنهایی و بدون تذهیب روی پای خود بایستد، کاری کاملا هنری انجام داده و به مرز واقعی هنر رسیده است، و استاد ملک زاده در دو نمایشگاه سال گذشته و امسال خود این قدرت اجرا و هنرمندی خود را به اثبات رسانده است و خط شکسته ی خود را به مرزی از کمال رسانده است که تذهیب در آن درونی شده و به تنهایی و با قدرت در صفحه ی کاغذ دلربایی می کند، به جد معتقدم هم اکنون کمتر خوشنویسی به این کمال رسیده است، به قول معروف اگر کسی مدعی شکسته نویسی است این گوی و این میدان بدون خط کشی و رنگ و تذهیب.!
نکته ی دیگری که در مورد آثار نمایشگاه اخیر استاد ملک زاده میتوان بیان کرد این است که ایشان به انتزاع رسیده و آنچنان زواید را از پیکره ی خط زدوده است که دیگر تنها خط دیده نمیشود بلکه یک کلیت بصری زیبا وهنرمندانه را در هر اثر می توان دید. در این آثار اجزا ی خط و ترکیب بندی و ... همه در حد کمال اجرا شده ، و موفقیت هنرمند در اجرای شعر سپید – با محتوا و قالب نوین – با استفاده از خوشنویسی سنتی شکسته و تطبیق و تداعی کامل این دو با یکدیگر آثاری منحصر به فرد و موفق را پدید آورده است. جدای از به کار بردن قلم های ریز و درشت و ترکیب بندی و کرسی بندی های بدیع، استفاده از سفیدی کاغذ و حاکم کردن سفیدی در کلیت هر اثر بدون آنکه منجربه فشار بی امان سفیدی کاغذ بر سیاهی حروف و در نهایت باعث فرو ریختن جمله های خوشنویسی شده بشود، کاری است کارستان. شاید مهمترین شرط و اصل در خوشنویسی سنتی ایجاد تعادل در سواد و بیاض ( سیاهی و سفیدی) است و خوشنویس موفق کسی است که بتواند با حاکم کردن سیاهی حروف این تعادل را در حد اعلا ی خود ایجاد کند؛ اما نکته ی مهم آثار استاد ملک زاده آن است که ایشان برعکس خوشنویسی سنتی موفق به حاکم کردن سفیدی شده و برعکس تعادل را در بیاض و سواد ( سفیدی و سیاهی) ایجاد کرده است ، بطوری که در هر اثر شاید حدود 80 درصد سفیدی و حدود 20 درصد سیاهی حروف دیده می شود و این سفیدی آنچنان لازم و ضروری و میزان است که بدون آن اثر قدرت بصری خود را از دست می دهد. نوع و اندازه ی فیلت و پاسپارتوی سفید هم این جلوه ی بصری را موفق تر کرده است.
استاد ملک زاده همه ی این محدودیت ها، از حذف تذهیب و رنگ گرفته، تا نوشتن بر کاغذ سفید و طول های گوناگون جمله های شعر سپید را در پنجه ی هنرمند خود گرفته و خمیرمایه ای از انتزاع را بر آن حاکم کرده و این آثار شگفت انگیز را آفریده است.
در نمایشگاه به یکی از دوستان عرض می کردم که خدا را بسیار شاکرم که در زمانه ای زندگی می کنم که استاد ملک زاده زیست میکند و من میتوانم از نزدیک شاهد احیاء و بالیدن خط شکسته ی اصیل و درست، و همچنین آموختن همه جانبه از ایشان باشم. در زمانه ای که خط مظلوم شکسته را به نام نوآوری و خلاقیت به انحراف کشیده اند و نوشته های ضعیف حتی با مفردات و اجزای به قهقرا رفته را به زور تذهیب و رنگ و حرف های شبه عرفانی تاریخ گذشته به خورد مخاطب مظلوم می دهند، ازوجود استاد مجتبی ملک زاده به عنوان تنها پرچمدار و احیاء کننده ی خط مظلوم شکسته احساس سربلندی و سرافرازی می کنم و خدا را سپاس می گویم.
در پایان، سعی کردم عکسهایی را از آثار در اینجا بیاورم، از آنجا که تصویرها با دوربین عکاسی شده اند، به لحاظ حذف تابش نور چراغها در برخی موارد عکسها کمی کج شده اند ولی قابل دیدن می باشند. لینک تصاویر در آخر متن قابل مشاهده است و تقاضا می کنم عزیزانی که آثار را در نمایشگاه دیده اند و یا در اینترنت عکسهای آن را می بینند در بحث و بررسی آنچه معروض داشتم شرکت کنند و فارغ از بحثهای حاشیه ای به بررسی و بحث تخصصی و هنری بپردازند؛ باشد که دوستان و عزیزان این فرصت آموختن را به حقیر بدهند. اطمینان دارم که استاد ملک زاده – بر خلاف دیگرانی که خود را از ساحت نقد مبرا می دانند و تا ابد در گذشته ی خود به سیر قهقرایی می روند- نه تنها نقد را بر می تابد بلکه از آن برای کمال شکسته نویسی ایران بهره می برد.
تصویر چند اثر از استاد مجتبی ملک زاده:





|