خانه  |  ارتباط با ما  |  پیوندها  |  کتابخانه دیجیتال  |  تالار گفتگو  |  ارسال خبر    سایت قدیمی   |  جستجوی پیشرفته   |  نسخه موبایل   |  RSS   |  تلکس  
 آخرین مطالب
  نمایشگاه آثار صادق تبریزی در لندن برپا می‌شود
  میرعماد هم اگر بود نقاشیخط را می پسندید
  4 نمایشگاه در موزه ملک برگزار می‌شود
  چلیپا: هنرمندان حوزه هنری از آغاز نسبت به شرایط غلط موضع داشتند
  فراخوان دور دهم جایزه البرده
  اسامی خوشنویسان حاضر در بخش نمایشگاه و مسابقه دوسالانه اعلام شد
  نمایشگاه هنرمندان ایرانی در لیتوانی / اطلاعات تکمیلی
  کتاب درویش عبدالمجید با همت استاد مشعشعی پس از ۳۵ سال منتشر شد
  نمایشگاه مشترک نقاشیخط اسماعیل و بابک رشوند
  نمایشگاه سالانه آثار دانشگاه هنر اصفهان در موزه هنرهای معاصر گشایش می شود
  آغاز به کار دومین دوسالانه بین‌المللی خوشنویسی ایران
  کمی تجهیزات مانع نفوذ هنر متعهد به جامعه نمی‏شود
  نقاشی‌هایی که فرم خط دارند، لزوماً نقاشی‌خط نیستند
  نمایشگاه خوشنویسی در تربت جام
  در حاشیه برگزاری دوسالانه خوشنویسی/ زخم خوشنویسی
  جشنواره هنرهای تجسمی در کرمان برگزار می‌شود
  افتتاح نمایشگاه هنرهای تجسمی ایران در کویت
  نفرات برتر جشنواره هنرهای تجسمی جوانان اردبیل معرفی شدند
- اندازه متن: + -  کد خبر: 79شنبه، 3 دی 1390 - 23:32
بیش تر از ستایش مفاهیم
...میخواستم بگویم که به خط خوش نوشتن ستایش مفاهیم است. شاملوی بزرگ چه کشف ظریفی کرده است و چه صادقانه و معتبر و گویا آن را گفته است. جان این کلام را تنها شاعر بالفطره ای چون شاملو میتوانست بگوید. اما آنچه در نمایشگاه جمعه 25 آذر دیدیم تنها ستایش مفاهیم نبود، بلکه بیش از ستایش مفاهیم، نمودی به حق از ذات و جوهره و ماهیت جمله ها ومفاهیم شعر سپید در قالب ایرانی ترین خط یعنی خط شکسته بود.
  

سعید قاسمی

دربخشی از کارت دعوت نمایشگاه آثار استاد مجتبی ملک زاده که در 25 آذر سال جاری در گالری شکوه برگزار شد، جمله ای از شاملو در مورد خط، با خوشنویسی شکسته ی استاد نوشته شده است ، آخرین کلمات این جملات ناب ترین و شایسته ترین مطلب در مورد خط است که قلم شاعرانه و معتبر شاملو آنرا بیان کرده است: ...میخواستم بگویم که به خط خوش نوشتن ستایش مفاهیم است. شاملوی بزرگ چه کشف ظریفی کرده است و چه صادقانه و معتبر و گویا آن را گفته است. جان این کلام را تنها شاعر بالفطره ای چون شاملو میتوانست بگوید.
اما آنچه در نمایشگاه جمعه 25 آذر دیدیم تنها ستایش مفاهیم نبود، بلکه بیش از ستایش مفاهیم، نمودی به حق از ذات و جوهره و ماهیت جمله ها ومفاهیم شعر سپید در قالب ایرانی ترین خط یعنی خط شکسته بود. یکی از ظرافتهای بصری هنر ایرانی که در طول قرن ها درخشیده است کشف تناسب مطلب و محتوا با نحوه ی اجرا و ارائه است، این مهم در همه ی هنرهای ایرانی از معماری و نگارگری و خوشنویسی و موسیقی و ... خود را نشان داده است. نمونه ای از هزاران مثال، آواز ایرانی است، که بار معنایی کلمات را هنرمند آواز خوان در طراحی و اجرای صحیح و به جا و ادای آوازی و موسیقایی کلمات نشان میدهد ( مثل چگونگی اجرای آوازی کلماتی مانند آه – فریاد – گریه و ... و تداعی حس نهفته در این کلمه ها برای شنونده.) ، در خوشنویسی هم هنرمند خوشنویس در صورتی میتواند مخاطب را در کنار اثر خود میخکوب کند که به رمز تداعی بصری حروف و معنای آنها دست یافته باشد. از این رو است که نوشتم آثار جدید استاد ملک زاده چیزی بیش از ستایش مفاهیم است، زیرا ایشان به راز و رمز تنیدن جلوه ی بصری حروف وکلمات با محتوا دست یافته است. آنچه در شعر سپید شاملو بود در تابلو های استاد ملک زاده قابل حس بود، حتی مدعی هستم نیازی به خواندن و دریافتن جمله ها نبود بلکه کلیت بصری حاکم بر هر اثر حس محتوای آنرا منتقل می کرد، و بدیهی است که رسیدن به این نقطه از هنر ناب در این وانفسای تکرار و تکرار ها در فضای خوشنویسی معاصر واقعه ای شگفت و ستودنی است که تنها از انسانی زلال و بی آلایش همچون استاد مجتبی ملک زاده بر می آمد و می آید.
نمیدانم از کی و چگونه تذهیب وارد هنر خوشنویسی شده است، به نظرم میرسد هنرمندان خوشنویس گذشته که در کتابخانه ها و نهادهای دربار بزرگان و شاهان بوده اند برای آنکه دست نوشته ی خود را فراخور دربار کنند ، آنرا با طلا اندازی و رنگ و تزیین می آراسته اند که در نظر شاهان خوشتر آید و لذا این تذهیب کردن علیرغم آنکه امروزه بهانه وضرورت خود را از دست داده، ولی بصورت آفت جدانشدنی خوشنویسی معاصر درآمده است و حتی در اکثر موارد رنگ و تذهیب پوششی بر ضعفهای اجرایی شده و وظیفه ی پنهان کردن خرابی ها را دارد و می شود به جرات ادعا کرد که اگر تذهیب نبود خیلی از آثار معاصر از حیز انتفاع ساقط می شد و هم تکیف خوشنویسش معلوم می شد و هم تکلیف مخاطبش! ؛ هدفم از بی مهری به تذهیب این بود که به این نکته برسم که اگر در این دوره ی حاکمیت اجباری تذهیب ، خوشنویسی بتواند اثری بدون نیاز به تذهیب بیافریند و خط او به تنهایی و بدون تذهیب روی پای خود بایستد، کاری کاملا هنری انجام داده و به مرز واقعی هنر رسیده است، و استاد ملک زاده در دو نمایشگاه سال گذشته و امسال خود این قدرت اجرا و هنرمندی خود را به اثبات رسانده است و خط شکسته ی خود را به مرزی از کمال رسانده است که تذهیب در آن درونی شده و به تنهایی و با قدرت در صفحه ی کاغذ دلربایی می کند، به جد معتقدم هم اکنون کمتر خوشنویسی به این کمال رسیده است، به قول معروف اگر کسی مدعی شکسته نویسی است این گوی و این میدان بدون خط کشی و رنگ و تذهیب.!
نکته ی دیگری که در مورد آثار نمایشگاه اخیر استاد ملک زاده میتوان بیان کرد این است که ایشان به انتزاع رسیده و آنچنان زواید را از پیکره ی خط زدوده است که دیگر تنها خط دیده نمیشود بلکه یک کلیت بصری زیبا وهنرمندانه را در هر اثر می توان دید. در این آثار اجزا ی خط و ترکیب بندی و ... همه در حد کمال اجرا شده ، و موفقیت هنرمند در اجرای شعر سپید – با محتوا و قالب نوین – با استفاده از خوشنویسی سنتی شکسته و تطبیق و تداعی کامل این دو با یکدیگر آثاری منحصر به فرد و موفق را پدید آورده است. جدای از به کار بردن قلم های ریز و درشت و ترکیب بندی و کرسی بندی های بدیع، استفاده از سفیدی کاغذ و حاکم کردن سفیدی در کلیت هر اثر بدون آنکه منجربه فشار بی امان سفیدی کاغذ بر سیاهی حروف و در نهایت باعث فرو ریختن جمله های خوشنویسی شده بشود، کاری است کارستان. شاید مهمترین شرط و اصل در خوشنویسی سنتی ایجاد تعادل در سواد و بیاض ( سیاهی و سفیدی) است و خوشنویس موفق کسی است که بتواند با حاکم کردن سیاهی حروف این تعادل را در حد اعلا ی خود ایجاد کند؛ اما نکته ی مهم آثار استاد ملک زاده آن است که ایشان برعکس خوشنویسی سنتی موفق به حاکم کردن سفیدی شده و برعکس تعادل را در بیاض و سواد ( سفیدی و سیاهی) ایجاد کرده است ، بطوری که در هر اثر شاید حدود 80 درصد سفیدی و حدود 20 درصد سیاهی حروف دیده می شود و این سفیدی آنچنان لازم و ضروری و میزان است که بدون آن اثر قدرت بصری خود را از دست می دهد. نوع و اندازه ی فیلت و پاسپارتوی سفید هم این جلوه ی بصری را موفق تر کرده است.
استاد ملک زاده همه ی این محدودیت ها، از حذف تذهیب و رنگ گرفته، تا نوشتن بر کاغذ سفید و طول های گوناگون جمله های شعر سپید را در پنجه ی هنرمند خود گرفته و خمیرمایه ای از انتزاع را بر آن حاکم کرده و این آثار شگفت انگیز را آفریده است.
در نمایشگاه به یکی از دوستان عرض می کردم که خدا را بسیار شاکرم که در زمانه ای زندگی می کنم که استاد ملک زاده زیست میکند و من میتوانم از نزدیک شاهد احیاء و بالیدن خط شکسته ی اصیل و درست، و همچنین آموختن همه جانبه از ایشان باشم. در زمانه ای که خط مظلوم شکسته را به نام نوآوری و خلاقیت به انحراف کشیده اند و نوشته های ضعیف حتی با مفردات و اجزای به قهقرا رفته را به زور تذهیب و رنگ و حرف های شبه عرفانی تاریخ گذشته به خورد مخاطب مظلوم می دهند، ازوجود استاد مجتبی ملک زاده به عنوان تنها پرچمدار و احیاء کننده ی خط مظلوم شکسته احساس سربلندی و سرافرازی می کنم و خدا را سپاس می گویم.
در پایان، سعی کردم عکسهایی را از آثار در اینجا بیاورم، از آنجا که تصویرها با دوربین عکاسی شده اند، به لحاظ حذف تابش نور چراغها در برخی موارد عکسها کمی کج شده اند ولی قابل دیدن می باشند. لینک تصاویر در آخر متن قابل مشاهده است و تقاضا می کنم عزیزانی که آثار را در نمایشگاه دیده اند و یا در اینترنت عکسهای آن را می بینند در بحث و بررسی آنچه معروض داشتم شرکت کنند و فارغ از بحثهای حاشیه ای به بررسی و بحث تخصصی و هنری بپردازند؛ باشد که دوستان و عزیزان این فرصت آموختن را به حقیر بدهند. اطمینان دارم که استاد ملک زاده – بر خلاف دیگرانی که خود را از ساحت نقد مبرا می دانند و تا ابد در گذشته ی خود به سیر قهقرایی می روند- نه تنها نقد را بر می تابد بلکه از آن برای کمال شکسته نویسی ایران بهره می برد.
تصویر چند اثر از استاد مجتبی ملک زاده:

بیش تر از ستایش مفاهیم

بیش تر از ستایش مفاهیم

بیش تر از ستایش مفاهیم

بیش تر از ستایش مفاهیم

بیش تر از ستایش مفاهیم

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 14 نظر (فعال: 13 ، در صف انتشار: 0، غیره: 1)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
* نام: سعید قاسمی       پست الکترونیکی: یکشنبه، 4 دی 1390 - 09:21
نظر: همیشه جمله ای که بعدا به یاد می آید در متن جا می افتد.!
تصویر های آثار را همولایتی و هنرمند عزیز کرمانی جناب آقای مومنی عکس برداری کرده اند، که همین جا از ایشان تشکر می کنم.
 3       2 
* نام: احمد سلطانیان       پست الکترونیکی: یکشنبه، 4 دی 1390 - 16:04
نظر: با تشکر فراوان از جناب قاسمی عزیز
مطلب خوبی مرقوم فرمودید.
 4       0 
* نام: مجید طالقانی       پست الکترونیکی: یکشنبه، 4 دی 1390 - 19:10
نظر: با تشکر از جناب قاسمی بابت نگاه دقیق شان
و از جناب مؤمنی به خاطر عکس های زیبای شان
پاینده باشید
 2       0 
* نام: غلامحسن بختیاری       پست الکترونیکی: bakhtiarigho@yahoo.com یکشنبه، 4 دی 1390 - 23:58
نظر: ارجمند گرانمایه جناب آقای قاسمی
باسلام
اگرچه در رویکرد جدید به نقد تاکید بر ذکر بیشترخوبی ها ست ،اما ذکر پاره از کاستی ها هم برای پرهیز از سرسپردگی لازم است ،لذابه جهت پرهیز از اطاله کلام و زمان ذکر این نکات را با توجه به اینکه آثار را درنمایشگاه دیده ام ضروری دانستم :
1- در اجرای اثر یا آثار عدم خط کشی (کرسی) توسط هنرمند امتیازی محسوب نمی شود ،همچنان که کشیدن آن برای هنرمند امتیاز منفی ببار نمی آورد . در خلق اثر و ارزیابی آن آنچه مهم است فضا سازی و تقسیم بندی اصولی و زیباشناسانه آنست ؛خصوصاً آثار هنری همچون خوشنویسی که تابع صددرصد نظم و هندسه است،بنابراین اگر هنرمندی که دانش لازم در این زمینه را داشته باشد ولی در اثرش بکار نگرفته باشد ، با هنرمندی که فاقد این دانش باشد تفاوتی ندارد ، زیرادر نقد هنر اولین چیزی که مورد ارزیابی قرار می گیرد ، اثر هنری است . با نگاهی دقیق به فضا سازی همه آثار نمایشگاهی استاد ملک زاده متوجه خواهیم شد که آثار از نظر فضا سازی متاثر از نقاشی های ژاپنی است و فضا سازی بعضی آثارعلیرغم آنکه سعی در نشان دادن کمپوزیسیون تصادفی عناصر دارد ،اما تعمدی بودن آنها سبب ارایه اثری فاقد وحدت در ترکیب بندی شده است که برذهن مخاطب بیش از حد القاء وزن و سنگینی می کند هر چند نسبت سفیدی در آثار بیشتر از سیاهی آنهاست.
2- تقید به آثار درویش عبدالمجیدو سعی بیش از حد در تقلید سبک درویش و دقت در اجرای حساب شده مفردات، موجبات گرفتگی رهایی احساس هنرمند در اجرا را سبب شده که بواسطه آنها می توان گفت : همه آثار استاد ملک زاده دراجراء به تلکف گرائیده شود و ارتباط مخاطب برای چند لحظه ای بیشتر دوام نمی آورد که علت آن در بکار گیری سهم ناچیز ذوق و سلیقه هنرمند در خلق آثار نهفته است .
3-هر چند تاثیر پذیری از استادان اولیه و شاخص شکسته نویسی دوره های قبل برای ار تقای مهارت و ذوق خوشنویسان لازم و مفید است ،اما عدم تاثیر پذیری و تاثیر گذاری شکسته نویسان معاصر بر یکدیگر خود معضلی است که موجبات روکورد این نوع خوشنویسی را که از ظرفیت و قابلیت بالایی برخوردار است را فراهم آورده است .
 3       4 
* نام: مجید طالقانی       پست الکترونیکی: دوشنبه، 5 دی 1390 - 12:57
نظر: دوست عزیزم، جناب «ب. نقدی»، سلام
همانطور که مطلعید «کرسی بندی»، رابطۀ تنگاتنگی با «ترکیب» دارد و میتوان این دو را از اعضاء اصلی «حسن وضع» بشمار آورد. در بررسی یک قطعه از جهت سبک کرسی بندی، سه مرحله را باید لحاظ نمود: الف) نوع کرسی حروف و کلمات( کرسی های افقی و کرسی عمودی). ب) قرینه سازی در کرسی. ج) هماهنگی کرسی سطر، صفحه و کرسی عمودی.
در آثار استاد ملک زاده، یکی از نکات بدیع و جدّی که اتفاقاً بسیار بادقت و وسواس رعایت شده، کرسی بندی است که طبیعتاً متناسب با فضای اشعار انتخابی و منطبق با نسبت های طلایی و اصول زیبایی شناختی است. در مورد شباهت فضای آثار با نقاشی ژاپنی، شاید بیشتر تحت تأثیر فضای هایکووار اشعار شاملو( که خود از شیفتگان و شناسانندگان آن بوده است) این حس به بیننده منتقل می شود و اگر جز این بود باید چیز مضحکی از آب در می آمد و البته ذهن و چشم معتاد به شیوه های رایج را، دچار احساس سنگینی و وزن می کند.
اگر به آثار درویش طالقانی، نگاهی دوباره بیندازیم متوجه ظرایفی می شویم که در مکتب استاد ملک زاده به کمال رسیده ( که انشاءالله بزودی در مقاله ای مجزّا مفصلاً به آن می پردازیم) و اگر بیننده، تعهّد در سلامت اجرا و احترام به شعور مخاطب را (که برخی اساتید هیچ تقیدی نسبت به آن ندارند!) به حساب تکلف بگذارد، علت را باید در عدم اطلاع مخاطب از رسالت هنر و هنرمند تلقی کرد.
خط استاد ملک زاده، با اتکا به سنت شکسته نویسی اصیل و اهتمام ایشان در کشف رموز این خط در آثار قدما، به این عیار و مرتبه رسیده است و اگر بینندۀ علاقمند و آگاه، این آثار را در کنار هم مقایسه کند، متوجه پختگی و اصالت شیوۀ استاد ملک زاده خواهد شد. و این چیزی است که در آثار اساتید معاصر به ندرت به چشم می خورد و مطمئناً اگر ایشان در اسلوب اساتید معاصر رگه ای از اصالت و فخامت بیابند ، از آنها استفاده خواهند کرد. می توانید برای مثال به نمایشگاه استاد کابلی در نگارخانۀ آب تشریف ببرید و متوجه تفاوت این اساتید در نوع نگاه به خط شکسته، پایبندی به اصول و بروز خلاقیت بشوید.
ممنون از توجه شما

 5       1 
* نام: سعید قاسمی       پست الکترونیکی: دوشنبه، 5 دی 1390 - 15:00
نظر: با سلام و تشکر از جناب بختیاری عزیز
اشارات شما قابل مداقه و بررسی است . اگر یادداشت آقای رضا امینی از گفتگوی با استاد ملک زاده را مطالعه بفرمایید دلایلی بر فرموده هایتان را خواهید یافت.
به هر حال شما را تحسین میکنم که فرمایش تخصصی داشتید و از گروه حاشیه روندگان نیستید و ارادتمند شما هستم.

 2       0 
* نام: سعید قاسمی       پست الکترونیکی: دوشنبه، 5 دی 1390 - 15:12
نظر: البته جناب بختیاری عزیز جدای از قابلیت بحث در مورد فرمایشات شما، بخصوص نکته ی مربوط به اجرای حساب شده ی مفردات را از شما نمی پذیرم. چراکه اگر مفردات و اجزای خط را به دقت اجرا نکنیم و ولنگارانه با آنها برخورد کنیم اصل اولیه ی خوش نوشتن را زیر پا گذاشته ایم . این نکته را دراوج خود میتوانیم در آثار میرعماد بزرگ ببینیم که حتی ذره ای تزلزل در اجزا را نمی پذیرد. درخطوط درویش و میرزا و گلستانه نیز این وفاداری به جزییات دیده میشود. به جد معتقدیم اگر وفادار نباشیم اولین پله را خطا رفته ایم و بعد هم اثر تا ثریا کج میرود!.
ارادتمند
 4       0 
* نام: غلامحسن بختیاری       پست الکترونیکی: bakhtiarigho@yahoo.com جمعه، 9 دی 1390 - 23:32
نظر: ارجمند گرانمایه جناب آقای طالقانی و قاسمی
باسلام
ابتدا لازم است گفته شودبکار بردن اصطلاحاتی که در فرهنگ قاموسی معنا یا معانی برای آنها نباشد سبب ابهام در تولید معنا و مفهوم مورد نظر می گردد. عدم بکار گیری مناسب واژگان و اصطلاحات، سبب ابهام در معنا و عدم وضوح منظورتان شده است که سدی در راه توسعه نقد ونقادی خواهد شد .به گونه ای که می توان گفت: زمینه قطع ارتباط مخاطب با نوشته را فراهم می آورد . برای مثال نوشته اید که : همانطور که مطلعید «کرسی بندی»، رابطۀ تنگاتنگی با «ترکیب» دارد و میتوان این دو را از اعضاء اصلی «حسن وضع» بشمار آورد. در بررسی یک قطعه از جهت سبک کرسی بندی، سه مرحله را باید لحاظ نمود: الف) نوع کرسی حروف و کلمات( کرسی های افقی و کرسی عمودی). ب) قرینه سازی در کرسی. ج) هماهنگی کرسی سطر، صفحه و کرسی عمودی . با دقت مخاطب در معانی این عبارت و اصطلاحات بکار رفته ی چون :سبک کرسی بندی ، کرسی عمودی، قرینه سازی در کرسی و هماهنگی کرسی سطر، صفحه و کرسی عمودی با ابهام معانی روبرو است که توافق جمعی برآن بر معنا ومفهوم آنها دیده نمی شود و باطرح پرسش در مورد هریک از این اصطلاحات مثلاً سبک کرسی چیست؟ یا کرسی عمودی چیست؟ قرینه سازی در کرسی و هماهنگی کرسی سطر، صفحه و کرسی عمودی چیست؟ معنا و مفهوم دقیقی که نظر جمعی بر آنها باشد برای این اصطلاحات یافت نمی شود !!! درباره ای عبارت که نوشته اید :در آثار استاد ملک زاده، یکی از نکات بدیع و جدّی که اتفاقاً بسیار بادقت و وسواس رعایت شده، کرسی بندی است که طبیعتاً متناسب با فضای اشعار انتخابی و منطبق با نسبت های طلایی و اصول زیبایی شناختی است.نیک می دانید واژه بدیع در موردپدیده یا پدیده های بکار می رود که نمونه ی پیشینی از آن وجود نداشته نباشد ،لذابکار بردن این واژه در مورد پدیده ای مانند خوشنویسی و خط شکسته که نمونه های زیادی از گذشته تا به حال موجود است، آیابه نظرتان این اصطلاح را در جای مناسب بکاربرده اید؟ اگر ممکن است با توصیف اثر یا آثار نمایشگاه مصادیقی که در مورد جمله دوم گفته اید با مقایسه تک تک آثار استاد ملک زاده با سایر استادانی که از ابتداء خط شکسته را غنی بخشیده و آنانی که مسیر غنی بخشیدن را تابه امروز ادامه داده اند را نشان دهید ، همچنین روش دریافت ، نکا ت بدیع آثار استاد ملک زاده را که فرموده اید به لحاظ کرسی بندی در سطر ها تناسبی با فضای اشعار انتخابی و منطبق با نسبت های طلایی و اصول زیبایی شناختی است ارایه نماید برای مثال من مخاطب چگونه این اتفاقات را در آثار استاد ملک زاده دریافت نمایم . هرچند جناب آقای قاسمی مرا به خواندن مصاحبه جناب آقای امینی با استاد ملک زاده ارجاع دادند و این راهنمایی صورت پذیرفت ،اما این مطالبی که استاد گفته با نظر صاحب نظران ادبیات معاصر در تضاد است که این موضوع خود در مقاله جداگانه ای قابل بررسی است .
نوشته اید : در مورد شباهت فضای آثار با نقاشی ژاپنی، شاید بیشتر تحت تأثیر فضای هایکووار اشعار شاملو( که خود از شیفتگان و شناسانندگان آن بوده است) .آیا اسنادو مدارکی یا نوشته ای از صاحب نظران ادبیات معاصر ایران دراین خصوص سراغ دارید که شما بدان اشاره نموده اید ؟
در ادامه مطلب نوشته اید : این حس به بیننده منتقل می شود و اگر جز این بود باید چیز مضحکی از آب در می آمد و البته ذهن و چشم معتاد به شیوه های رایج را، دچار احساس سنگینی و وزن می کند .در این باره باید بگویم که قبل از استاد ملک زاده هم دیگر استادان خوشنویسی در آثارشان رنگ و تذهیب راحذف کرده اند و چشم مخاطبان را به دیدن اینگونه آثار عادت دادند ،ولی این احساس بواسطه دیدن برخی از آثار آنها به مخاطب القا نمی شود ، اما انتقال این احساس توسط استاد به عدم انتخاب درست ظرف و مظروف و رابطه بین آنهاست که پرداختن به آن نیاز به نوشتن چند مقاله دارد واز حوصله این نوشتار خارج است ،لذا برای ایجاد ذهنیت در مخاطب به ذکر این نکات بسنده می کنم که : بر جسته ترین مکانیسم های ساختار شعر منثور (یا شعرسپید شاملویی)عبارتند از : بهره گیری از انواع تکنیک های موسیقیایی نظیر : موسیقی درونی ،موسیقی کناری ،موسیقی معنوی ،موسیقی بصری و غیره بهره گیری از زبانی موجز ،آرکاییک و هنجارگزیر ، بهرگیری از زبانی موجز ، آرکاییک و هنجارگریز ، بهرگیری از ترکیبات کلامی غیر معمول و عبارات و جملات معترضه ، معماری و هندسه ی کلمات و ایجاد توزان در پیکره افقی و عمودی کلام ، شکل نوشتاری خاص در قالب کادر عمودی ، توجه به طنین درونی کلمات ، ارتباط هندسی اجزای کلام ، فضاسازی های تازه با تصاویری تازه از جهان و اشیاء در خدمت عواطف و اندیشه هایی عمدتاً اجتماع گرایانه و انسان مدارانه است و از یک دیدگاه کلی مثلث فکری انسان ، عشق و تقدیر ، شناسنامه ی شعر و شعور او بشمار می رود که گزینش بخشی از آن بدون توجه به نکات پیش گفته دخل و تصرفی محسوب می شود که تعادل بین فرم ومحتوا را برهم زده و جریان شعر نو اجتماعی را که در حقیقت پژواک آلام و آرمانهای جامعه آنروز بوده را به سطح یک شعارتقلیل می دهد که عوامل موثر در شکل گیری آثار استاد ملک زاده و عناصر موثر در فضاسازی آثار هم با نظر به مصاحبه جناب امینی با استاد ملک زاده در خصوص فضا در شعر نو از نکات قابل توجهی در نقد است وهمچنین برقراری رابطه تناسب خوشنویسی و شعر نو که از مسایل بحث برانگیز دهه های گذشته بود ه ولی تا کنون نخواند ه ام و نشنیده ام که از سوی شاعران شعر نو برای انتشار آثار شان به خوشنویسی پیشنهاده نوشتن اشعارش را برای چاپ کتاب داده باشند ، اگر موردی سراغ دارید برای اطلاع دیگران بدان اشاره نمائید.
نوشته اید : اگر به آثار درویش طالقانی، نگاهی دوباره بیندازیم متوجه ظرایفی می شویم که در مکتب استاد ملک زاده به کمال رسیده ( که انشاءالله بزودی در مقاله ای مجزّا مفصلاً به آن می پردازیم) و اگر بیننده، تعهّد در سلامت اجرا و احترام به شعور مخاطب را (که برخی اساتید هیچ تقیدی نسبت به آن ندارند!) به حساب تکلف بگذارد، علت را باید در عدم اطلاع مخاطب از رسالت هنر و هنرمند تلقی کرد. انشاء الله مقاله ای که گفته اید هر چه زودتر شاهد آن باشیم ، اما مطالب بعدی نوشته تان که بحثی فنی و مهارتی است رامی بایست از منظر ماهیت و فلسفه وجودی خط شکسته ابراز می داشید نه رسالت هنر و هنرمند که بحث محتوای آثار را شامل می شود !!!
نوشته اید : خط استاد ملک زاده، با اتکا به سنت شکسته نویسی اصیل و اهتمام ایشان در کشف رموز این خط در آثار قدما، به این عیار و مرتبه رسیده است و اگر بینندۀ علاقمند و آگاه، این آثار را در کنار هم مقایسه کند، متوجه پختگی و اصالت شیوۀ استاد ملک زاده خواهد شد . هر چند این مطلب یعنی مقایسه آثار استادان چه با معاصرین و گذشتگان از موضوع هایی است که در نقد خوشنویسی ، پرداختن به آن ضروری است و نیاز به بررسی دقیق از سوی همه صاحب نظران دارد، ولی به نظر من شیوه استاد ملک زاده برداشت شخصی ایشان از آثار استادان گذشته است که تاثیر گلستانه و درویش در مشهودتر است، با این تفاوت که حروف و کلمات آثار ایشان به نسبت به دیگر شکسته نویسان جمع و جورتر،فاصله سطر ها کوتاهتر، ترکیبات خواناتر است و برخلاف اکسپرسیون زیاد در آثار آن استادان و دیگر خوشنویسان معاصر از اکسپرسیون خیلی کمی برخوردار است که اساس خط شکسته برآن استوار است و ناقض این مطلبی است که نوشته اید : و این چیزی است که در آثار اساتید معاصر به ندرت به چشم می خورد. در مورد اینکه نوشته : و مطمئناً اگر ایشان در اسلوب اساتید معاصر رگه ای از اصالت و فخامت بیابند ، از آنها استفاده خواهند کرد. با ید بگویم که دیگر عزیزان شکسته نویس از قبیل استادان : کابلی ، عطارچیان ، مشعشعی ، حیدری مانند استاد ملک زاده تجربیاتی دارند که نادیده گرفتن آنها از انصاف بدور است ، هر چند نوشته اید : می توانید برای مثال به نمایشگاه استاد کابلی در نگارخانۀ آب تشریف ببرید و متوجه تفاوت این اساتید در نوع نگاه به خط شکسته، پایبندی به اصول و بروز خلاقیت بشوید. نیک می دانید که مقایسه شیوه این دو استاد علاوه براصول و قواعد می بایست از نظر ریزه کاری های ویژه از قبیل : گردش های خاص ، درازی و کوتاهی کشیده ها ،گودی و کم عمقی در مدات و دوایر و تیزی و تندی و ملایمت ، خشکی و نرمی ،فربهی و لاغری ،انبساط و انقباض ،صافی و صنار گرفتگی ،سواد و بیاض در حلقه ها و گره ها وغیره و اعتدال میان همه این همه رموزبررسی شود که از حوصله این نوشتار خارج است ،اما در یک نگاه کلی می توان گفت : اگربخواهیم بدنبال شیوه ای هنری تر در شکسته نویسی معاصربگردیم ،باید شیوه ای تلفیقی از استاد کابلی و ملک زاده را جستجو کنیم که نه مانند شیوه استاد ملک زاده تابع محض عقل آفریده باشد که ازدریافت ها و تجربیات حاصل ار حواس کم بهره باشد یا به غبارتی دیگر برداشت شخصی از آثاراستادان شاخص گذشته بدور از اکسپرسیون وخود انگیختگی ضمیر ناخودآگاه صرفاً ناقل نظام هندسی حروف وکلمات که القا کننده فضای کلاسیک باشد، بطوری که عدم سیال بودن اجزای سطر ها بر فضای آثارالقای خشکی و سایه ای سنگین انداخته باشد وجنبه اکسپرسیون در آثار را به حداقل رساند ه و احساس تکلف را به مخاطب القا می نماید و نه مانند شیوه استاد کابلی که غلبه بیش از حد اکسپرسیون در اجرای آثارو خود انگیختگی در خلق اثر سبب رهایی بیش از حداجزای سطر در اجرای کلمات و ترکیب بندی ها شده واحساس تعادل در ذهن مخاطب را که از حضور نظم نسبی و موازنه در عناصر اثر پدیدار می شود را کمرنگ جلوه می دهد، بطوری که این عدم ایجاد تعادل و توازون در بین عناصر تشکیل دهنده اثر که حاصل ازبهم ریختگی نظم هندسی وعدم انسجام عناصر بکار رفته درآثار را فراهم نموده است و در نهایت این نکات سبب شده است که گیرایی بالای آثار این دو استاد محترم در نسبت با استادان سلف این رشته خوشنویسی در ذهن مخاطب امروزی باچرایی ها و سئوال هایی روبروشود ؟!

 1       5 
* نام: سعید قاسمی       پست الکترونیکی: شنبه، 10 دی 1390 - 15:59
نظر: با تشکر از دوست گرامی جناب بختیاری
در شروع فرمایشتان خطاب مفرد برای من و آقای طالقانی به کار برده اید.معروض میدارم که من و آقای طالقانی یک نفر نیستیم. درمورد خودم : حقیر سعید قاسمی با اسم شناسنامه ای واقعی و هویت واقعی در این سایت حضور دارم و در پروفایلم جزییات سوابقم را نوشته ام. به آنچه هستم و آنچه می نویسم اعتقاد و تعهد دارم و نیازی هم به هویت غیر واقعی ندارم. اگر چه آقای طالقانی هم فرد مطلع و آگاهی است و حقیر از او می آموزم.
جسارتا این را عرض کردم که به خودم یاداوری کنم.
عریضه بعدی آنکه حقیقتش خیلی از فرمایشات شما از حد سواد من بالاتر بود و خصوصا در دهه پنجم عمر!! باید چند بار مطلب شما را بخوانم تا حتی کمی متوجه فرمایشات شما شوم و در صورت لزوم بحث را ادامه دهم.
ارادتمند
 1       0 
* نام: سعید قاسمی       پست الکترونیکی: شنبه، 10 دی 1390 - 16:05
نظر: طبق معمول جمله ای را جا انداختم!! این دهه ی پنجم عمر دردسری است!!
در مورد کرسی بندی استاد ملکزاده هم هر چه مطلب شما را خواندم - فرموده های شما در تئوری درست به نظر می رسد - و هرچه به آثار ایشان نگاه کردم نفهمیدم کجای این کرسی بندی مورد نقد شما است و یا مشکل دارد؟ اگر توضیح بیشتری مبذول فرمایید ممنون میشوم.
ارادت مجدد
 1       0 
* نام: غلامحسن بختیاری       پست الکترونیکی: پنجشنبه، 15 دی 1390 - 16:15
پاسخ: دوست ارجمند جناب آقای قاسمی
از اینکه شما را مسقیم مورد خطاب قرارنداده جواب مشترک بوده و علت تاخیر در جواب متن هم مشغله کاری بوده که از جنابعالی پوزش می طلبم ،اما نوشته اید :هرچه به آثار ایشان نگاه کردم نفهمیدم کجای این کرسی بندی مورد نقد شما است و یا مشکل دارد؟ اگر توضیح بیشتری مبذول فرمایید ممنون میشوم. دوست عزیز نیک می دانید که فلسفه وجودی خط شکسته بر سرعت ،هم آهنگی و گرمی حروف و کلمات و یکدیگر را در برگرفتن (مجاورت) و آزادی دست و قلم بیشتر از خط نستلیق است که توجه به اجرای یکسان حروف و کلمات در تمامی موقعیت های که در سطر برای آنها اتفاق می افتد ،گاها سبب می شود آنچنان که شایسته است حروف وکلمات براحتی و گرمی همدیگر را دربر نگیرند و عدم آزادی دست قلم استاد در اجرا حالت تکلف را بیان می داردکه با مقایسه خط ایشان با سایر استادان همچون ،محسن قمی ،ابراهیم قمی ،افضل گنابادی درویش عبد المجید ،گلستانه ، میرزا کوچک و ...این امر بروشنی آشکار می شود.
به امید توفیق جنابعالی و همه هنر مندان

 0       0 
* نام: مجید طالقانی       پست الکترونیکی: یکشنبه، 11 دی 1390 - 12:36
نظر: با سلام ،دوست گرامی جناب بختیاری،
بنده با فرض اطلاع کاربران این سایت (بطور اعم) و جنابعالی به عنوان منتقد (بطور اخص) از اصطلاحات تخصصی خوشنویسی، به ذکر این مسائل پرداختم! ولی به حکم ادب، به توضیحی مختصر اکتفا می کنم.

1- کرسی افقی، در خط شکسته ، شامل شش زیر گروه:
الف) کرسی محوری(محور اصلی هر سطر در هر خط)،
ب) کرسی اول( خط فرضی تقریباً دو نقطه بالاتر از خط کرسی محوری، موازی با آن و محل استقرار کشیده هایی مانند: سر، در بالای آن)،
ج) کرسی دوم(خط فرضی تقریباً دو نقطه بالاتر از خط کرسی محوری، موازی با آن و محل استقرار خرده حروف، آغاز دوایر و...در زیر آن)،
د) کرسی سوم(خط فرضی تقریباً چهار نقطه بالاتر از خط کرسی محوری، موازی با آن و بالاترین مرز مثبت کرسی بندی و محل استقرار حروف انتهایی سطر)، البته در خط شکسته، سرکج ها از مرز کرسی سوم می گذرند.
هـ) کرسی پایین اول(خط فرضی تقریباً دو نقطه پایین تر از خط کرسی محوری، موازی با آن و مماس بر زیر حروف دایره ای)،
و) کرسی پایین دوم(خط فرضی تقریباً چهار نقطه پایین تر از خط کرسی محوری، موازی با آن و مماس بر زیر حروف کشیده مانند «ن» معکوس و «یاء» شمشیری ویا انتهای «م»).
2- کرسی عمودی: شامل دو خط اصلی در ابتدا و انتهای سطر و خطوط فرضی بی شمار مابین این دو، به عنوان معیار رعایت زاویۀ حروف و کلمات نسبت به آن و هماهنگی آغاز و پایان سطر و یا در چلیپانویسی.
ــ قرینه سازی در کرسی: مانند رعایت تقسیم سرکج ها و «یاء» شمشیری در بالا و پایین کرسی محوری.
ــ هماهنگی کرسی سطر، صفحه و کرسی عمودی: حروف و کلمات در ابتدای سطر، قدری بالاتر از کرسی محوری و به ترتیب میل به استقرار بر کرسی محوری دارند و در انتهای سطر، با شیب خیلی ملایم به کرسی های اول، دوم و سوم راه می یابند.
ــ در مورد «بدیع» نبودن کرسی بندی، عدم تناسب با قالب شعر و عدم انطباق با اصول زیبایی شناسی در آثار استاد ملک زاده و تکراری بودن آن، شما باید زحمتی را متقبل شده، نمونه ای از این نوع کرسی بندی در آثار دیگر اساتید، به عنوان شاهد ادعاتان بیاورید تا دوستان از دیدن آن لذت برده و نکته ای بیاموزند.
ــ لطفاً دربارۀ فضاسازی متأثر از نقاشی ژاپنی توسط استاد ملک زاده، سند و مدرکی معتبر از صاحبنظران نقاشی و هنرهای تجسمی ارائه دهید. ضمناً برای آشنایی با فضای کلی شعر ژاپنی یا هایکو، می توانید به کتاب «هایکو»، نوشتۀ: احمد شاملو و ع. پاشایی، نشر سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار ، سال 57 مراجعه کنید.
ــ استدعای مجدد حقیر، دیدن دقیق آثار قدما؛ نه به عنوان منتقد، بلکه به نیت آشنایی با سیر تاریخی و تکامل منطقی خط شکسته است.
ــ متأسفانه و با عرض پوزش، بخش عمده ای از نوشتۀ شما را متوجه نشدم.
و برای یادآوری« تا دیر نشده، حتماً از نمایشگاه استاد کابلی دیدن کنید.»

 2       1 
* نام: غلامحسن بختیاری       پست الکترونیکی: bakhtiarigho@yahoo.com پنجشنبه، 15 دی 1390 - 17:15
نظر: دوست گرامی جناب طالقانی
با سلام ،
از بیانات ارزشمند ، مفید و آموزنده تان در مورد کرسی تشکر می کنم ،اگر ممکن است منابع را جهت استفاده بیشر معرفی نماید .
در مورد به نمایش گذاشتن ،مقایسه آثار استاد ان و ارایه آن در سایت به علت عدم تسلت کافی بر نرم افراز معذورم ،اگر شما تسلت دارید به صورت رندمی چند اثر را انتخاب و جهت نقد وبررسی در سایت قرار دهید.
در مورد تاثیر فضا ی نقاشی ژاپنی بر آثار استاد برداشت من است هر چند در نمایشگاه با عزیزان خوشنویس موضوع را در میان گذاشتم ،همین نظر را تائید کردند .
ترجمه اشعار هایکو در ست است ،اما در اشعار شاملو نشانی از هایکو دیده نمی شود .
اما دیدن آثار قدما و استادن معاصر درسی است که دهه چهارم انجام آنرا سپری می کنم و در این مدت از نقاط قوت آثارهمه استادان لذت برده و از نقاط ضعف آنها هم نکات بسیاری آموخته ام که سبب دوست داشتن و عشق ورزیدن به همه آنها شده و مانع تعصب ورزی ام به تنی چند از بین استادان شد ه است .
روز دوم برگزاری نمایشگاه استاد کابلی به گلری رفتم که علاوه بر دیدن از همه آثار عکس گرفتم.


 1       0 

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 پربحث ترین مطالب
  نگرانی استاد امیرخانی از احتمال تشنج در بحث داوری آثار دوسالانه خوشنویسی
7 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 1، غیره: 0)
  اخرین خط مرحوم سیدحسن میرخانی در بستر بیماری
4 نظر (فعال: 4 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
  700 اثر متقاضی حضور دردومین دوسالانه بین المللی خوشنویسی ایران هستند
5 نظر (فعال: 4 ، در صف انتشار: 0، غیره: 1)
  نهمین مسابقه بین‌المللی خوشنویسی ایرسیکا
6 نظر (فعال: 4 ، در صف انتشار: 0، غیره: 2)
  نمایشگاه هنرمندان ایرانی در لیتوانی برگزار می‌شود
4 نظر (فعال: 4 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
  جای خوشنویسی در دانشگاه ها خالی است
3 نظر (فعال: 3 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
  نقاشی‌هایی که فرم خط دارند، لزوماً نقاشی‌خط نیستند
3 نظر (فعال: 3 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
  تجلیل از استاد کیوان مصباحی / نمایشگاه خوشنویسی در مهدی شهر
2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
  استاد شهبازی: درخواست استادی نداشتم و اثری هم ارسال نکرده ام
3 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیره: 1)
  ابیاتی چند در وصف کاتب/ لا تفرق خوشنویسان بزرگ
2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
  نمایشگاه هنرمندان ایرانی در لیتوانی / اطلاعات تکمیلی
2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
  شکوه نستعلیق با استاد شیرازی
1 نظر (فعال: 1 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما
© پایگاه اطلاع رسانی خوشنویسی ایران
info@khoshnevisi.net
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا